wideness
فراخي
کلمات مشابه

widening
تعريض

widespread
گسترده , فراوان , شايع , همه جا منتشر , همه گيري , همه جاگير

widespreading
همه جا منتشر

widish
نسبتا وسيع

widow
بيوه , بيوهزن

widower
زن مرده

widowhood
بيوگي

width
عرض , پهني , پهنا

widthwise
ازعرض , عرضا , عرضي

wieldy
ادارهشدني

wife
عيال , زوجه , خانم , هوو , زن

wifehood
زنيت

wifeless
بي زن

wifelike
شبيه زن

wifely
زوجهاي , درخور زنان , مثل زوجه

معنی wideness به فارسی , دیکشنری آنلاین , دیکشنری هوشمند , دیکشنری انگلیسی به فارسی , دانلود دیکشنری , دیکشنری انگلیسی به فارسی اندروید , دیکشنری اینترنتی , دانلود دیکشنری انگلیسی به فارسی , دیکشنری فارسی به فارسی , دیکشنری عربی به فارسی , دیکشنری پزشکی , دیکشنری اندروید و , تعیین سطح به انگلیسی , تعیین سطح زبان انگلیسی به صورت آنلاین , سوال و جواب تعیین سطح زبان انگلیسی