warm 2
باحرارت ،غيور،خون گرم ،صميمى ،صميمانه ،قلبى ،با محبت ،دشوار،ناگوار
کلمات مشابه

warm bloodedness
)warm blooded(خونگرم ،با روح ،خونگرمى ،مهربانى

warm boot
کامپيوتر : فرايند فريب دادن کامپيوتر با اين تفکر که برق ان با وجود روشن بودن خاموش شده است راه اندازى گرم

warm corner
جاى خطرناک ،نبرد سخت

warm front
جبهه هواى گرم

warm gas thruster
علوم هوايى : جت پيش راننده متشکل از گاز ذخيره شده با فشار زياد که قبل از بيرون رانده شدن از نازل گرم شود

warm hearted
دلسوز،با محبت

warm infusion
چيز دم کرده

warm link
کامپيوتر : پيوند گرم

warm start
کامپيوتر : شروع گرم

warm substeppic zone
زيست شناسى : نوار نيمه جلگه اى گرم

warm up
گرم شدن

warm up time
کامپيوتر : زمان اماده شدن

warm-blooded
خونگرم

warm-bloodedness
خونگرمي

warm-down
ورزش : تمرين سبک

معنی warm 2 به فارسی , دیکشنری آنلاین , دیکشنری هوشمند , دیکشنری انگلیسی به فارسی , دانلود دیکشنری , دیکشنری انگلیسی به فارسی اندروید , دیکشنری اینترنتی , دانلود دیکشنری انگلیسی به فارسی , دیکشنری فارسی به فارسی , دیکشنری عربی به فارسی , دیکشنری پزشکی , دیکشنری اندروید و , تعیین سطح به انگلیسی , تعیین سطح زبان انگلیسی به صورت آنلاین , سوال و جواب تعیین سطح زبان انگلیسی