vortiginous
گردابى ،حلقوى ،پيچاپيچ ،مارپيچى
کلمات مشابه

votable
راى دادنى

votaress
زن نذردار

votary
عابد , هوا خواه

vote
اخذ راي , راي دادن

vote down
قانون ـ فقه : به اکثريت اراء رد کردن

vote of censure
قانون ـ فقه : راى اعتماد

vote of confidence
راي اعتماد

voteless
بدون راي , بي راي

voter
راي دهنده

votes
آرا

voting
راي گيري

voting paradox
بازرگانى : تناقض در راى گيرى

voting system
بازرگانى : نظام راى گيرى

votive
نذر شده

votive offerings
قانون ـ فقه : نذر

معنی vortiginous به فارسی , دیکشنری آنلاین , دیکشنری هوشمند , دیکشنری انگلیسی به فارسی , دانلود دیکشنری , دیکشنری انگلیسی به فارسی اندروید , دیکشنری اینترنتی , دانلود دیکشنری انگلیسی به فارسی , دیکشنری فارسی به فارسی , دیکشنری عربی به فارسی , دیکشنری پزشکی , دیکشنری اندروید و , تعیین سطح به انگلیسی , تعیین سطح زبان انگلیسی به صورت آنلاین , سوال و جواب تعیین سطح زبان انگلیسی