vehicle
نقليه , رسان گر , وسيله نقليه , برندگر , خودرو
کلمات مشابه

vehicle (j)
علوم دريايى : خودرو

vehicle chain
علوم مهندسى : زنجير وسيله نقليه

vehicle manufacturing
خودرو سازي

vehicle mass ratio
علوم هوايى : نسبت جرم نهايى رسانگر بعد از تمام شدن يا قطع سوخت به جرم اوليه ان

veil
روبنده , غشاوت , روبند , چادري , نقاب , حجاب زدن , پرده , روبند زدن , حجاب , چادر , مقنعه

veiled
نقاب دار

veiled woman
زن چادري

veiling
تور صورت

veiling oneself
روگيري

Vein
سیاهرگ ، رگه

vein
وريد , سياهرگ , رگ دار کردن

veinal
رگي

veined
رگ دار , رگه دار

veiner
اسکنه منبت کارى روى چوب بشکل حرفv

veining
رگ بندي

معنی vehicle به فارسی , دیکشنری آنلاین , دیکشنری هوشمند , دیکشنری انگلیسی به فارسی , دانلود دیکشنری , دیکشنری انگلیسی به فارسی اندروید , دیکشنری اینترنتی , دانلود دیکشنری انگلیسی به فارسی , دیکشنری فارسی به فارسی , دیکشنری عربی به فارسی , دیکشنری پزشکی , دیکشنری اندروید و , تعیین سطح به انگلیسی , تعیین سطح زبان انگلیسی به صورت آنلاین , سوال و جواب تعیین سطح زبان انگلیسی