unsettled
بي سامان , بي سر و سامان
کلمات مشابه

unsew
کوک چيزيراشکافتن

unsex
از خواص جنسى محروم کردن

unshackle
از زنجير ازاد کردن ،ازقيد و بندازادکردن

unshakable
تزلزل ناپزير

unshaken
استوار،ثابت

unshaped
شکل نگرفته

unshapen
شکل نگرفته

unshaved
نتراشيده

unshaven
نتراشيده

unsheathe
آختن

unshifted atom
شيمى : اتم جابجانشده

unshod
نعل نشده , نعل نخورده , بي نعل , بي پاپوش

unsifted
الک نشده ،رسيدگى نشده

unsightly
بدنما , بدمنظر

unsigned
بي علامت , بدون امضاء

معنی unsettled به فارسی , دیکشنری آنلاین , دیکشنری هوشمند , دیکشنری انگلیسی به فارسی , دانلود دیکشنری , دیکشنری انگلیسی به فارسی اندروید , دیکشنری اینترنتی , دانلود دیکشنری انگلیسی به فارسی , دیکشنری فارسی به فارسی , دیکشنری عربی به فارسی , دیکشنری پزشکی , دیکشنری اندروید و , تعیین سطح به انگلیسی , تعیین سطح زبان انگلیسی به صورت آنلاین , سوال و جواب تعیین سطح زبان انگلیسی