unsavoury
بى مزه ،بد
کلمات مشابه

unsay
گفته نشدن

unscathed
زخمي نشده , صدمه نديده

unschooled
مدرسهنرفته

unscientific
غيرعلمي

unscrew
وا پيچاندن

unscrupulous
بي همه چيز

unseal
مهر چيزى را گشودن ،مهر چيزى را شکستن

unseam
بدون درز کردن ،چاک دادن

unseamn
(از درز)شکافتن

unsearchable
کاوش ناپذير , جستجو نکردني

unseasonable
نابهنگام ،بى مورد،بى موقع ،بى جا

unseat
سرنگون کردن( از تخت يا کرسى)،محروم کردن نماينده از کرسى

unseaworthy
بازرگانى : غير قابل دريانوردى

unsecured creditor
قانون ـ فقه : طلبکار بدون وثيقه

unseemly
بطور نازيبا

معنی unsavoury به فارسی , دیکشنری آنلاین , دیکشنری هوشمند , دیکشنری انگلیسی به فارسی , دانلود دیکشنری , دیکشنری انگلیسی به فارسی اندروید , دیکشنری اینترنتی , دانلود دیکشنری انگلیسی به فارسی , دیکشنری فارسی به فارسی , دیکشنری عربی به فارسی , دیکشنری پزشکی , دیکشنری اندروید و , تعیین سطح به انگلیسی , تعیین سطح زبان انگلیسی به صورت آنلاین , سوال و جواب تعیین سطح زبان انگلیسی