unbraid
از هم باز شدن ،ريش ريش کردن
کلمات مشابه

unbranched
بدون شعبه , بدون انشعاب

unbreakable
ناگسستني

unbred
پرورش نيافته

unbridle
لجام گسيخته کردن

unbridled
بي لجام , بي مهار , بي لگام

unbroke
)unbroken(رام نشده ،سوقان گيرى نشده ،مسلسل ،ناشکسته

unbroken
ناشکسته

unbuckle
استراحت کردن ،سگک يا چفت و بست را باز کردن ،اسودن

unbuild
خراب کردن ،بکلى ويران کردن ،محو کردن

unburden
سبکبار کردن

unburnable
سوختهنشدني

unbutton
گشودن دکمه , دکمه باز کردن , تکمه باز کردن

uncage
از قفس رها کردن ،ازاد کردن

uncalled
ناطلبيده

uncalled for
غير ضروري

معنی unbraid به فارسی , دیکشنری آنلاین , دیکشنری هوشمند , دیکشنری انگلیسی به فارسی , دانلود دیکشنری , دیکشنری انگلیسی به فارسی اندروید , دیکشنری اینترنتی , دانلود دیکشنری انگلیسی به فارسی , دیکشنری فارسی به فارسی , دیکشنری عربی به فارسی , دیکشنری پزشکی , دیکشنری اندروید و , تعیین سطح به انگلیسی , تعیین سطح زبان انگلیسی به صورت آنلاین , سوال و جواب تعیین سطح زبان انگلیسی