unbind
از بند رها کردن ،شل کردن
کلمات مشابه

unbleached calico
متقال

unblenched
غير مشوش

unblessed
)unblest(نامبارک ،ناميمون ،ملعون ،بينوا،بدبخت

unblest
نامبارک ،ناميمون ،ملعون ،بينوا،بدبخت

unblushing
بدون شرم ،بى خجالت ،عارى از شرم

unbolt
گشودن( چفت)،باز کردن( چفت)

unbonnet
کلاه رااز سربرداشتن ،اشکار کردن

unbored
ناسفته

unborn
نزاده , غير مولد , نازاد , هنوززاده نشده

unbosom
راز خود را فاش کردن ،اسرار دل را گفتن

unbound
رها شده , مقيد نشده , غير محدود

unbounded
بيکران

unbowed
خم نشده ،انحنا پيدا نکرده ،تعظيم نکرده ،سر کوب نشده

unbrace
بازکردن ،گشودن( زره و مانند ان)،رها يا ازاد کردن ،شل کردن ،تضعيف کردن

unbraid
از هم باز شدن ،ريش ريش کردن

معنی unbind به فارسی , دیکشنری آنلاین , دیکشنری هوشمند , دیکشنری انگلیسی به فارسی , دانلود دیکشنری , دیکشنری انگلیسی به فارسی اندروید , دیکشنری اینترنتی , دانلود دیکشنری انگلیسی به فارسی , دیکشنری فارسی به فارسی , دیکشنری عربی به فارسی , دیکشنری پزشکی , دیکشنری اندروید و , تعیین سطح به انگلیسی , تعیین سطح زبان انگلیسی به صورت آنلاین , سوال و جواب تعیین سطح زبان انگلیسی