to trade on
سو استفاده کردن از
کلمات مشابه

to trainb arms
تفنگ رابايک دست وتقريباموازى بازمين نگاه داشتن

to trample on
لگدکردن ،پارو( چيزى ) گذاشتن ،بى اعتنايى کردن به

to travel far
سفردورکردن

to tread down
پايمال کردن ،لگد کردن ،باپاکوبيدن ،سفت کردن

to tread light
اهسته لگد زدن

to tread out
(بافشار )دراوردن

to tread under foot
پايمال کردن ،ستم کردن بر

to tremble with fear
از ترس لرزيدن

to trespass against the law
ازقانون تخلف يا تجاوز کردن

to triumph over the enemy
برشکست دشمن شادى کردن ،بر دشمن پيروز شدن

to trun the corner
پيچيدن ،پيچ خوردن

to trun to a
بصرفه نزديک کردن

to truncate a tree
شاخه هاى درختى را زدن

to try on
براى امتحان پوشيدن ،بطورازمايش اغازکردن

to try ones fortune
بخت ازمايى کردن

معنی to trade on به فارسی , دیکشنری آنلاین , دیکشنری هوشمند , دیکشنری انگلیسی به فارسی , دانلود دیکشنری , دیکشنری انگلیسی به فارسی اندروید , دیکشنری اینترنتی , دانلود دیکشنری انگلیسی به فارسی , دیکشنری فارسی به فارسی , دیکشنری عربی به فارسی , دیکشنری پزشکی , دیکشنری اندروید و , تعیین سطح به انگلیسی , تعیین سطح زبان انگلیسی به صورت آنلاین , سوال و جواب تعیین سطح زبان انگلیسی