to pipe up
زدن يا خواندن اغاز کردن
کلمات مشابه

to pique oneself on something
چيزى باليدن

to pitch in
جدادست بکارشدن

to pitch into
زور اوردن به حمله کردن

to pitch upon something
چيزى را برگزيدن يا انتخاب کردن

to place in a good light
خوب نمايش دادن

to place money in the bank
پول در بانک گذاشتن( ياسپردن)

to plan a building
نقشه ساختمانى را کشيدن يا طرح کردن ،عمارتى راطرح ريزى کردن

to plane a way or down
بارنده صاف کردن

to plank down
اخ کردن ،اينه کردن

to plant down ther
اخ کردن ،پول نقد دادن ،اينه کردن

to plant oneself
جابگير شدن ،مستقرشدن

to plant out
از گلدان در اوردن ودرزمين کاشتن ،درفاصله هاى معين کاشتن

to plaster any one with praise
کسيرا زياد ستودن ،تعريف زيادبار کسى کردن

to play for love
سر هيچ بازى کردن ،تفريحى يا عشقى بازى کردن

to play (low)down on
با وسائل پست سو استفاده کردن

معنی to pipe up به فارسی , دیکشنری آنلاین , دیکشنری هوشمند , دیکشنری انگلیسی به فارسی , دانلود دیکشنری , دیکشنری انگلیسی به فارسی اندروید , دیکشنری اینترنتی , دانلود دیکشنری انگلیسی به فارسی , دیکشنری فارسی به فارسی , دیکشنری عربی به فارسی , دیکشنری پزشکی , دیکشنری اندروید و , تعیین سطح به انگلیسی , تعیین سطح زبان انگلیسی به صورت آنلاین , سوال و جواب تعیین سطح زبان انگلیسی