to palm a card
برگى را در دست غيباندن
کلمات مشابه

to palm off a thing on aperson
چيزيرا با تردستى بکسى رساندن يابراوتحميل کردن

to palm off as
قلمداد کردن

to panel a door
تنکه بدر گذاشتن

to panel a dress
جامه زنانه را با تيکه اى از رنگ ديگر اراستن

to panel a wall
ديوارى را تخته کوبى کردن

to pant for breath
بريده دم زدن ،نفس نفس زدن

to part the hair
فرق باز کردن ،فرق گذاشتن ،موى را از هم باز کردن

to part with freinds
دال براغاز کردن چيزى= از

to pass a dividend
سود سهام کسيرا باو اطلاع دادن ،سود کسى را درموقع خودندادن

to pass a resolution
مقر رداشتن

to pass a way
درگذشتن ،مردن ،نابود شدن

to pass by any one
از پهلوى کسى رد شدن

to pass by any thing
از پهلوى چيزى رد شدن ،چيزى رادرنظرانداختن ياچشم پوشيدن ،رعايت نکردن

to pass for
پذيرفته يا شناخته شدن بجاى ،قلمدادشدن بجاى

to pass go orrun current
معمولا مورد قبول واقع شدن

معنی to palm a card به فارسی , دیکشنری آنلاین , دیکشنری هوشمند , دیکشنری انگلیسی به فارسی , دانلود دیکشنری , دیکشنری انگلیسی به فارسی اندروید , دیکشنری اینترنتی , دانلود دیکشنری انگلیسی به فارسی , دیکشنری فارسی به فارسی , دیکشنری عربی به فارسی , دیکشنری پزشکی , دیکشنری اندروید و , تعیین سطح به انگلیسی , تعیین سطح زبان انگلیسی به صورت آنلاین , سوال و جواب تعیین سطح زبان انگلیسی