to lay in ruin
ويران کردن ،خراب کردن
کلمات مشابه

to lay it on thick
گذاردن ،قراردادن ،کارگذاشتن ،نصب کردن ،ساختن ،فرو نشاندن

to lay it on with a trowel
گذاردن ،نهادن ،قراردادن ،کار گذاشتن

to lay on
وضع کردن ،بستن ماليات ،تحميل کردن ،زدن

to lay on the table
بوقت ديگر موکول کردن

to lay one on a ship
کشتى را در بندر توقيف کردن

to lay open
اشکار ساختن ،هويدا

to lay out
خيابان بندى کردن ،باغچه بندى کردن ،خرج کردن ،پهن کردن ،چيدن

to lay prostrate
روبه زمين خواباندن ،شکست دادن

to lay siege to
محاصره کردن ،گرد گرفتن

to lay stress on something
بچيزى اهميت دادن ،چيزى راتاکيد کردن

to lay the blame on someone
تقصير رابگردن کسى گذاشتن ،کسيرامسئول دانستن

to lay the cloth
سفره چيدن ،ميزگذاردن

to lay the foundations of
بنياد نهادن ،بر پا کردن ،تاسيس کردن

to lay the track
ريل کشيدن ،ريل گذارى کردن ،خطاهن کشيدن

to lay up
اندوختن ،ذخيره کردن ،کنار گذاشتن ،پس انداز کردن

معنی to lay in ruin به فارسی , دیکشنری آنلاین , دیکشنری هوشمند , دیکشنری انگلیسی به فارسی , دانلود دیکشنری , دیکشنری انگلیسی به فارسی اندروید , دیکشنری اینترنتی , دانلود دیکشنری انگلیسی به فارسی , دیکشنری فارسی به فارسی , دیکشنری عربی به فارسی , دیکشنری پزشکی , دیکشنری اندروید و , تعیین سطح به انگلیسی , تعیین سطح زبان انگلیسی به صورت آنلاین , سوال و جواب تعیین سطح زبان انگلیسی