to hold a wolf by the ear
ميان زمين واسمان معلق بودن
کلمات مشابه

to hold an a
باردادن ،ديوان منعقد کردن

to hold any one to ransom
کسيرا در توقيف نگاه داشتن تا اينکه با دادن فديه اورا ازاد کنند

to hold by lease
اجاره کردن ،با اجاره گرفتن ،در اجاره

to hold cheap
ناچيزشمردن ،حقيرشمردن

to hold fast
محکم( ياصفت ) نگاهداشتن

to hold in contempt
سبک داشتن ،پست شمردن ،کوچک شمردن

to hold in d.
درتصرف شخصى داشتن

to hold in estimation
قدردانى کردن از،محترم يا ارجمند داشتن

to hold in fee
تصرف مطلق داشتن در

to hold in respect
احترام کردن ،احترام گزاردن به ،محترم داشتن

to hold in restraint
نگهداشتن ،توقيف کردن

to hold in reverence
محترم داشتن ،حرمت کردن

to hold in trust
بطورامانت نگاه داشتن

to hold out the olive branch
پيشنهاداشتى کردن( يا دادن)

to hold responsible
مسئول کردن ،مسئول قرار دادن

معنی to hold a wolf by the ear به فارسی , دیکشنری آنلاین , دیکشنری هوشمند , دیکشنری انگلیسی به فارسی , دانلود دیکشنری , دیکشنری انگلیسی به فارسی اندروید , دیکشنری اینترنتی , دانلود دیکشنری انگلیسی به فارسی , دیکشنری فارسی به فارسی , دیکشنری عربی به فارسی , دیکشنری پزشکی , دیکشنری اندروید و , تعیین سطح به انگلیسی , تعیین سطح زبان انگلیسی به صورت آنلاین , سوال و جواب تعیین سطح زبان انگلیسی