to call bad names
فحش دادن به
کلمات مشابه

to call cousins
قوم و خويش داشتن

to call for
خواستن

to call for a
احتياج بدقت داشتن

to call for tenders
بمناقصه گذاشتن

to call from within
ازتويا اندرون صدا کردن

to call in
صداکردن ،خواستن ،مطالبه کردن ،دعوت کردن

to call in evidence
گواهى خواستن از،بشهادت طلبيدن ،استشهادکردن از

to call in question
ترديدکردن در

to call into being
هستى دادن ،بوجوداوردن

to call into requisition
باز گرفتن ،بمصادره يا سخره گرفتن

to call off
منحرف يامنصرف کردن

to call on god
بخدادعاکردن

to call out
دادزدن ،بلندصداکردن

to call the rolls
حاضروغايب کردن

to call to account
بازخواست يامواخذه کردن از،حساب خواستن از

معنی to call bad names به فارسی , دیکشنری آنلاین , دیکشنری هوشمند , دیکشنری انگلیسی به فارسی , دانلود دیکشنری , دیکشنری انگلیسی به فارسی اندروید , دیکشنری اینترنتی , دانلود دیکشنری انگلیسی به فارسی , دیکشنری فارسی به فارسی , دیکشنری عربی به فارسی , دیکشنری پزشکی , دیکشنری اندروید و , تعیین سطح به انگلیسی , تعیین سطح زبان انگلیسی به صورت آنلاین , سوال و جواب تعیین سطح زبان انگلیسی