to be on guard
مواظب( کارخود )بودن ،احتياط کردن
کلمات مشابه

to be on her beam ends
يک برشدن ،نزديک بوارونه شدن( کشتى) ،درخطربودن

to be on tenter hooks
ميان زمين واسمان معلق بودن ،سرگردان بودن

to be on the carpet
مطرح بودن

to be on the grin
خنده نيشى کردن ،درحال پوزخندبودن

to be on the increase
روبه افزايش گذاشتن

to be on the pay roll
جزوکارمندان يا مزدوران بودن ،مواجب يا مزد گرفتن

to be on the safe side
براى اينکه احتمال اشتباه( ياخطر )باقى نباشد

to be on the strain
زياد مصرف شدن ،زياد خسته شدن

to be on the way
مسافربودن ،نزديک شدن

to be on thorns
ناراحت يادل واپس بودن

to be ones extended
خودرازيادخسته کردن ،زيادخسته شدن

to be out at feed
درچرابودن

to be out of health
ناخوش بودن

to be out of heart
سرخلق نبودن

to be penanced
با رياضت توبه کردن ،حد خوردن

معنی to be on guard به فارسی , دیکشنری آنلاین , دیکشنری هوشمند , دیکشنری انگلیسی به فارسی , دانلود دیکشنری , دیکشنری انگلیسی به فارسی اندروید , دیکشنری اینترنتی , دانلود دیکشنری انگلیسی به فارسی , دیکشنری فارسی به فارسی , دیکشنری عربی به فارسی , دیکشنری پزشکی , دیکشنری اندروید و , تعیین سطح به انگلیسی , تعیین سطح زبان انگلیسی به صورت آنلاین , سوال و جواب تعیین سطح زبان انگلیسی