theater of operations
علوم نظامى : صحنه عمليات
کلمات مشابه

theater-goer
تماشاخانه رو

theatergoer
شخصى که مکرر به تئاتر ميرود،تماشاخانه رو

theatre
تاتر

theatrical
وابسته به تماشاخانه ،تئاترى ،در خور تماشا

theatrical arts
اجراء نمايش , اجراء نشدني

theatrical gestures
حرکات واداهايى که در خور تماشاخانه باشد

theatricalism
تماشاخانه مسلکي

theatricalize
بروي صحنه آوردن

theatrics
فن نمايش وتاتر

theblood washed away the bridg
سيل پل راخراب کردوبردe

theca
(گ.ش - .ج.ش ).پوشش ،کپسول ،کيسه ،غلاف

thecal
غلاف دار

thecate
غلاف دار

thee
تورا

theft
دستبرد , سرقت

معنی theater of operations به فارسی , دیکشنری آنلاین , دیکشنری هوشمند , دیکشنری انگلیسی به فارسی , دانلود دیکشنری , دیکشنری انگلیسی به فارسی اندروید , دیکشنری اینترنتی , دانلود دیکشنری انگلیسی به فارسی , دیکشنری فارسی به فارسی , دیکشنری عربی به فارسی , دیکشنری پزشکی , دیکشنری اندروید و , تعیین سطح به انگلیسی , تعیین سطح زبان انگلیسی به صورت آنلاین , سوال و جواب تعیین سطح زبان انگلیسی