the departed
مردگان ،درگذشتگان
کلمات مشابه

the desk
کار دفترى يا ادبى ياروحانى

the desk is piled with books
ميز از کتاب انباشته شده است ،کتابهادر روى ميزانبوه شده اند

the devil
امان ،راى

the die is cast
کارازکارگذشت

the direction to mecca
قانون ـ فقه : قبله

the disease threatens to sprea
اين ناخوشى خطر منتشر شدن دارد

the doctor bled me
دکتراز من خون گرفت

the doctor ordered an ointment
پزشک مرهم تجويز کرد

the document purports that
انچه از اين سند مفهوم ميشود اينست که

the dog wasled
سگ بند در گردن داشت ،سگ را بابندمى بردند

the door banged
درباصداى محکم و بلندى بهم خورد

the door sagged
در يک بر شد

the door swung open
دربازشد،در روى لولاى خودچرخيده است

the down appeared
سپيده دميد

the drak bay the moon
سگ بحاه عو عو ميکند

معنی the departed به فارسی , دیکشنری آنلاین , دیکشنری هوشمند , دیکشنری انگلیسی به فارسی , دانلود دیکشنری , دیکشنری انگلیسی به فارسی اندروید , دیکشنری اینترنتی , دانلود دیکشنری انگلیسی به فارسی , دیکشنری فارسی به فارسی , دیکشنری عربی به فارسی , دیکشنری پزشکی , دیکشنری اندروید و , تعیین سطح به انگلیسی , تعیین سطح زبان انگلیسی به صورت آنلاین , سوال و جواب تعیین سطح زبان انگلیسی