stitched
بخيه اي
کلمات مشابه

stitcher
بخيه زننده

stitchwort
(گ.ش ).حشيشه القزاز،مرغدانه( از جنس)alsine

stithy
سندان ،دکان اهنگرى

stiver
پشيز،غاز،ذره

stoa
ايوان يا گردشگاه سرپوشيده

stoat
(ج.ش ).قاقم ،قاقم وسمور وامثال ان

stoaway
کسيکه خودرادرکشتى پنهان ميکندکه پول از او نگيرندتا کشتى راه بيفتد

stoccado
( )stoccata(در شمشير بازى )پرتاب با ضربه شمشير

stoccata
( )stoccado(در شمشير بازى )پرتاب با ضربه شمشير

stochastic model
بازرگانى : الگوى تصادفى

stochastic models
روانشناسى : الگوهاى احتمالاتى

stochastic process
کامپيوتر : فرايند اتفاقى

stochastic processes
روانشناسى : فرايندهاى احتمالاتى

stochastic regression
بازرگانى : رگرسيون تصادفى

stochastic variable
بازرگانى : متغير تصادفى

معنی stitched به فارسی , دیکشنری آنلاین , دیکشنری هوشمند , دیکشنری انگلیسی به فارسی , دانلود دیکشنری , دیکشنری انگلیسی به فارسی اندروید , دیکشنری اینترنتی , دانلود دیکشنری انگلیسی به فارسی , دیکشنری فارسی به فارسی , دیکشنری عربی به فارسی , دیکشنری پزشکی , دیکشنری اندروید و , تعیین سطح به انگلیسی , تعیین سطح زبان انگلیسی به صورت آنلاین , سوال و جواب تعیین سطح زبان انگلیسی