starting platform
ورزش : سکوى شروع
کلمات مشابه

starting post
تيرمبدا،تيرى که در مسابقه دوجاى اغاز و حرکت را نشان ميدهد

starting pressure
علوم هوايى : فشار استارت

starting procese
معمارى : فرايند راه اندازى

starting rate
الکترونيک : خرج پر کردن

starting rheostat
الکترونيک : رئوستاى راه انداز

starting time
معمارى : زمان راه اندازى

starting winding
علوم مهندسى : سيم پيچى راه اندازى

startle
زدگي , هول دادن , رمانيدن

startle reflex
روانشناسى : بازتاب يکه خوردن

startled
مبهوت

startling
تکان دهنده ،موحش ،شگفت انگيز

starvation
قحطي زدگي , قحطي , گرسنگي

starve
گرسنگي خوردن , گرسنگي دادن , قحطي زده شدن

starveling
قحطي زده

stash
انبار کردن ،ذخيره کردن( درمحل مخفى براى اينده)،انباشتن ،محبوس کردن ،پنهانگاه

معنی starting platform به فارسی , دیکشنری آنلاین , دیکشنری هوشمند , دیکشنری انگلیسی به فارسی , دانلود دیکشنری , دیکشنری انگلیسی به فارسی اندروید , دیکشنری اینترنتی , دانلود دیکشنری انگلیسی به فارسی , دیکشنری فارسی به فارسی , دیکشنری عربی به فارسی , دیکشنری پزشکی , دیکشنری اندروید و , تعیین سطح به انگلیسی , تعیین سطح زبان انگلیسی به صورت آنلاین , سوال و جواب تعیین سطح زبان انگلیسی