stand over
معوق ماندن ،عقب افتادن
کلمات مشابه

stand up
برپا شدن , بر سر پا ايستادن

stand up f.
جنگ اشکارياعلنى

stand up to
روبرو شدن با

stand-by battery
الکترونيک : باترى يدکى

stand-off insulator
الکترونيک : مقره اتکايى

standard
متعارف , استاندارد , معيار , پيمانک , ضابطه , درفش , علامت

standard bearer
علمدار

standard bred
ورزش : اسب امريکايى پرورش يافته براى مسابقه سرعت و استقامت

standard brick
علوم مهندسى : اجر معمولى

standard candle
الکترونيک : شمع استاندارد

standard cell
الکترونيک : پيل استاندارد

standard compass
علوم دريايى : قطبنماى اصلى مغناطيسى

standard conditions
شيمى : شرايط متعارفى

standard conversion factor
عمران : ضريب تبديل استاندارد

standard egg section
معمارى : مقطع تخم مرغى شکل معمولى

معنی stand over به فارسی , دیکشنری آنلاین , دیکشنری هوشمند , دیکشنری انگلیسی به فارسی , دانلود دیکشنری , دیکشنری انگلیسی به فارسی اندروید , دیکشنری اینترنتی , دانلود دیکشنری انگلیسی به فارسی , دیکشنری فارسی به فارسی , دیکشنری عربی به فارسی , دیکشنری پزشکی , دیکشنری اندروید و , تعیین سطح به انگلیسی , تعیین سطح زبان انگلیسی به صورت آنلاین , سوال و جواب تعیین سطح زبان انگلیسی