splentical
)splentic(کج خلق ،عبوس ،ترشرو،ماليخوليايى
کلمات مشابه

splice (to)
معمارى : اتصال دادن بوسيله جوش

splice box
الکترونيک : جعبه تقسيم

splicer
متصل کننده ،پيوند دهنده

splicing fid
علوم دريايى : پازور چوبى

spline
لبه کام وزبانه

splineway
علوم مهندسى : شيار

splint
جبيره , آهن نبشي

splint bone
(دراسب ) استخوان ساق ،نازک نى

splinter bone
قصبه صغرى ،ساق کوچک ،قزن قفلى

splinter deck
علوم نظامى : پل زره پوش ناو

splinter screen
علوم نظامى : پوسته زره پوش اطراف پل فرماندهى ناو

splintery
ريز ريز

split
شکافته , شکافتن , پرشکاف , شکاف ايجاد کردن , شکاف دادن , شکافدار , جر دادن , شکاف زدن , شکاف خوردن , منشق

split decision
ورزش : راى اکثريت داوران

split end
ورزش : گيرنده توپ در انتهاى خط جبهه

معنی splentical به فارسی , دیکشنری آنلاین , دیکشنری هوشمند , دیکشنری انگلیسی به فارسی , دانلود دیکشنری , دیکشنری انگلیسی به فارسی اندروید , دیکشنری اینترنتی , دانلود دیکشنری انگلیسی به فارسی , دیکشنری فارسی به فارسی , دیکشنری عربی به فارسی , دیکشنری پزشکی , دیکشنری اندروید و , تعیین سطح به انگلیسی , تعیین سطح زبان انگلیسی به صورت آنلاین , سوال و جواب تعیین سطح زبان انگلیسی