sodden
چروکيده وپژمرده , نيم پخته
کلمات مشابه

soddy
پوشيده ازريشه ياکلوخ چمنى

soden
نيم پخته ،خمير،سست ،وارفته ،مست ،خيس کردن ،خيس شدن

sodium
سديم , سوديوم

sodium acid carbonate
شيمى : سديم اسيد کربنات

sodium carbonate
(ش ).نمک قليا،کربنات سديم

sodium chloride
(ش ).نمک طعام

sodium hydrogen carbonate
شيمى : سديم هيدروژن کربنات

sodium hypochlorite
آب ژاول , آب ژئول

sodium monohydrogen carbonate
شيمى : سديم مونو هيدروژن کربنات

sodium sulfide
علوم نظامى : سولفيد سديم

sodium sulphate
سولفات دوسود

sodom
مرکز فساد

sodomite
لواط گر , اهل لواط

sodomyh
بچه بازى ،لواط،جماع غير طبيعى

soever
واژه اى که انراپس صفتى که how or what پيش ازان امده باشد مياورند

معنی sodden به فارسی , دیکشنری آنلاین , دیکشنری هوشمند , دیکشنری انگلیسی به فارسی , دانلود دیکشنری , دیکشنری انگلیسی به فارسی اندروید , دیکشنری اینترنتی , دانلود دیکشنری انگلیسی به فارسی , دیکشنری فارسی به فارسی , دیکشنری عربی به فارسی , دیکشنری پزشکی , دیکشنری اندروید و , تعیین سطح به انگلیسی , تعیین سطح زبان انگلیسی به صورت آنلاین , سوال و جواب تعیین سطح زبان انگلیسی