sent
مرسول , فرستادني , فرستاده , روانه
کلمات مشابه

sent to firing squad
تيرباران شدن

sentence
محکوم کردن , جمله , فتوا

sentenced
محکوم

sentencing
اجراي راي

sentential
جملهاي

sententious
نصيحت آميز , پر مغز

sentience
زندگي فکري

sentiment
عاطفه

sentimental
احساساتي

sentiments
عواطف

Seoul
سئول

Sepahdar
سپهدار

separate
سوا , منفک کردن , منفصل کردن , عليحده , تفکيک کردن , تفريق کردن , منفک , منفصل , مجزا کردن , نفاق انداختن , سوا کردن , جدا کردن , جداگانه , منتزع کردن , جدا گانه , متارکه کردن , ماسوا , جدا شدن , جدا

separate from
مفارقت کردن

separated
مهجور , تفکيکي , جدا شده , مفروز , منتزع , منفرج

معنی sent به فارسی , دیکشنری آنلاین , دیکشنری هوشمند , دیکشنری انگلیسی به فارسی , دانلود دیکشنری , دیکشنری انگلیسی به فارسی اندروید , دیکشنری اینترنتی , دانلود دیکشنری انگلیسی به فارسی , دیکشنری فارسی به فارسی , دیکشنری عربی به فارسی , دیکشنری پزشکی , دیکشنری اندروید و , تعیین سطح به انگلیسی , تعیین سطح زبان انگلیسی به صورت آنلاین , سوال و جواب تعیین سطح زبان انگلیسی