sculptural
مجسمهاي , تنديسي
کلمات مشابه

sculptural decoration
معمارى : تزيينات پيکرتراشى

sculpture
مجسمهسازي

sculpture in miniature
معمارى : پيکر تراشى کوچک اندام

sculpturesque
شبيه مجسمه ،ساخته شده بشکل مجسمه

scum
تفاله

scumble
نرمي حاصله , مالش مختصر , سايس بنرمي

scundine quid
از يک حيث ،از برخى جهات

scunner
مايه نفرت

scupper
مجراي ناودان

scuppernong
(گ.ش ).انگور مشک ،شراب ،انگور مشک

scurf
وازده اجتماع , شوره سر

scurfy
شوره دار

scurrile
ناسزا گو

scurrile(e)
بد دهن ،بد زبان ،فحاش ،زشت

scurrility
بد دهاني , فحاشي

معنی sculptural به فارسی , دیکشنری آنلاین , دیکشنری هوشمند , دیکشنری انگلیسی به فارسی , دانلود دیکشنری , دیکشنری انگلیسی به فارسی اندروید , دیکشنری اینترنتی , دانلود دیکشنری انگلیسی به فارسی , دیکشنری فارسی به فارسی , دیکشنری عربی به فارسی , دیکشنری پزشکی , دیکشنری اندروید و , تعیین سطح به انگلیسی , تعیین سطح زبان انگلیسی به صورت آنلاین , سوال و جواب تعیین سطح زبان انگلیسی