running off
از خط بيرون افتادن( قطار)
کلمات مشابه

running aground
علوم دريايى : به گل نشستن

running board
تخته رکاب اتومبيل

running bowline
علوم دريايى : گره دار

running down case
قانون ـ فقه : دعوى عليه راننده وسيله نقليه که در نتيجه تصادم باعث جرح يا خسارت شده است

running end
علوم دريايى : سر طناب

running gear
قسمت حرکت کننده ماشين( چون لوکوموتيو)

running hand
خط مسلسل ،خط شکسته

running in parallel
کامپيوتر : پردازش موازى

running key
علوم نظامى : کليد جارى رمز يا دفترچه جارى کليد رمز

running knot
خفت ،گره بند

running noose
کمند خفت دار

running race
مسابقه گذاشتن , مسابقه دو , مسابقه

running rate
روانشناسى : اهنگ پاسخ

running rigs
علوم نظامى : بکسلهاى متحرک دريايى

running spare
علوم نظامى : قطعات يدکى مورد نياز و اضافى قطعات اضافى همراه وسيله

معنی running off به فارسی , دیکشنری آنلاین , دیکشنری هوشمند , دیکشنری انگلیسی به فارسی , دانلود دیکشنری , دیکشنری انگلیسی به فارسی اندروید , دیکشنری اینترنتی , دانلود دیکشنری انگلیسی به فارسی , دیکشنری فارسی به فارسی , دیکشنری عربی به فارسی , دیکشنری پزشکی , دیکشنری اندروید و , تعیین سطح به انگلیسی , تعیین سطح زبان انگلیسی به صورت آنلاین , سوال و جواب تعیین سطح زبان انگلیسی