rubber tube
شيمى : لوله لاستيکى
کلمات مشابه

rubberize
با لاستيک پوشاندن

rubberneck
ادم فضول و خاله وارس ،جهانگرد،فضولى کردن ،سياحت کردن

rubbery
لاستيک مانند

rubbery transition temperature
شيمى : دماى تبديل لاستيکى

rubbing
مسح , ماليدني , مالش , مالشي

rubbish
خاکروبه

rubbishing
پراز اشغال يا کثا فت ،مهمل ،چرند،جفنگ

rubbishy
پراشغال يا کثافت ،مهمل ،چرند،جفنگ

rubble
سقط , سنگ نتراشيده , قلوه سنگ , پاره آجر

rubble concrete
معمارى : بتن قلوه سنگ

rubble with binding material
معمارى : سنگچينى با ملات

rubdown
مشت و مال دادن ،مالش سريع بدن( مثلا بعد از حمام)،مشت و مال

rube
(امر -.ز.ع ).ادم دهاتى ،ناشى

rubefacient
(طب )قرمز کننده ،دواى محمر

rubefaction
قرمز سازي , قرمزي پوست

معنی rubber tube به فارسی , دیکشنری آنلاین , دیکشنری هوشمند , دیکشنری انگلیسی به فارسی , دانلود دیکشنری , دیکشنری انگلیسی به فارسی اندروید , دیکشنری اینترنتی , دانلود دیکشنری انگلیسی به فارسی , دیکشنری فارسی به فارسی , دیکشنری عربی به فارسی , دیکشنری پزشکی , دیکشنری اندروید و , تعیین سطح به انگلیسی , تعیین سطح زبان انگلیسی به صورت آنلاین , سوال و جواب تعیین سطح زبان انگلیسی