rotate
دوران کردن , چرخان
کلمات مشابه

rotating
گردنده

rotating field
الکترونيک : ميدان گردان

rotating table press
علوم مهندسى : پرس مدور

rotating unit
علوم نظامى : يکان در حال تعويض يا چرخش نوبتى بين پستها

rotating wheel
چرخ دوار

rotation
چرخه , گشتن , چرخش

rotation about a line
معمارى : دوران دور يک خط

rotation about a point
معمارى : دوران دور يک نقطه

rotation billiard
ورزش : بيليارد امريکايى به ترتيب شماره

rotation coefficients
علوم نظامى : ضرايب مربوط به چرخش زمين که روى گلوله اثر دارد

rotation in plane
چرخش در هواپیما

rotation inertia
نجوم : لختى دورانى

rotation of crop
معمارى : کشتگرد

rotation system
معمارى : توزيع تناوبى

rotation viscosimeter
شيمى : گرانروى سنج چرخشى

معنی rotate به فارسی , دیکشنری آنلاین , دیکشنری هوشمند , دیکشنری انگلیسی به فارسی , دانلود دیکشنری , دیکشنری انگلیسی به فارسی اندروید , دیکشنری اینترنتی , دانلود دیکشنری انگلیسی به فارسی , دیکشنری فارسی به فارسی , دیکشنری عربی به فارسی , دیکشنری پزشکی , دیکشنری اندروید و , تعیین سطح به انگلیسی , تعیین سطح زبان انگلیسی به صورت آنلاین , سوال و جواب تعیین سطح زبان انگلیسی