rib roast
دک ودنده( کسيرا )خرد کردن
کلمات مشابه

rib to prevent seepage
عمران : پشت بند جلوگيرى از تراوش

rib wort plantain
طريلال ،حشيشه البرص

ribald
دون ،بددهن ،بدزبان ،ادم هرزه ،فاحشه

ribaldry
پستى ،هرزگى

riband
)ribband(لايه ،پشت بند،نوارتزئينى ،روبان ،تير

ribband
)riband(لايه ،پشت بند،نوارتزئينى ،روبان ،تير

ribbed
راه راه ،ميل ميلى ،دنده دار

ribbed armature
الکترونيک : ارميچر شياردار

ribbing
ساختمان دنده هاى هر چيز،راه ها يا خطوط بر جسته ،مجموعه تيريا دگل هاى کشتى ،مجموعه رگبرگ هاى برگ ،مسخرگى

ribbon
روبان , نوار

ribbon vermicelli
رشته فرنگى باريک

ribbon cable
کامپيوتر : کابل نوارى

ribbon cartridge
کامپيوتر : کارتريج نوار

ribbon saw
معمارى : اره نوارى

ribbon switch
کامپيوتر : مبدل فشار مداوم به الکتريسيته

معنی rib roast به فارسی , دیکشنری آنلاین , دیکشنری هوشمند , دیکشنری انگلیسی به فارسی , دانلود دیکشنری , دیکشنری انگلیسی به فارسی اندروید , دیکشنری اینترنتی , دانلود دیکشنری انگلیسی به فارسی , دیکشنری فارسی به فارسی , دیکشنری عربی به فارسی , دیکشنری پزشکی , دیکشنری اندروید و , تعیین سطح به انگلیسی , تعیین سطح زبان انگلیسی به صورت آنلاین , سوال و جواب تعیین سطح زبان انگلیسی