resting
راکد،ساکن ،خوابيده ،ايستا
کلمات مشابه

resting frequency
الکترونيک : بسامد سکوت

resting place
استراحتگاه

resting pool
معمارى : حوضچه ارامش

resting spot
استراحتگاه

restitute
پس دادن ،بحال اول برگرداندن ،اعاده کردن

restitution
جبران , ارتجاع , استرداد , غرامت

restive
کله شق

restively
بطور گهگير،گردن کشانه

restiveness
گهگيرى ،گردن کشى

restless
بي قرار , خستگي ناپذير , بي خواب , بي آرام

restlessly
از روى بى تابى يا بيقرارى

restlessness
بي قراري , ناصبوري , بيقرار بودن , بي آرامي

restorable
قابل اعاده

restoration
آباد سازي , تجديد , بازسازي

restoration of prestige
اعاده حيثيت

معنی resting به فارسی , دیکشنری آنلاین , دیکشنری هوشمند , دیکشنری انگلیسی به فارسی , دانلود دیکشنری , دیکشنری انگلیسی به فارسی اندروید , دیکشنری اینترنتی , دانلود دیکشنری انگلیسی به فارسی , دیکشنری فارسی به فارسی , دیکشنری عربی به فارسی , دیکشنری پزشکی , دیکشنری اندروید و , تعیین سطح به انگلیسی , تعیین سطح زبان انگلیسی به صورت آنلاین , سوال و جواب تعیین سطح زبان انگلیسی