restatement
بيان مجدد
کلمات مشابه

restaurant
رستوران , اغذيه فروشي

restauranteur
صاحب رستوران , مهمانخانه دار

restaurateur
مهمانخانه دار , صاحب رستوران

restful
راحتبخش , پرآسايش , غنوده

restiff
گهگير،گردن کش ،کله شق ،رام نشو،گردن کشانه ،بيقرار

restiform
طنابى ،پيچيده

resting
راکد،ساکن ،خوابيده ،ايستا

resting frequency
الکترونيک : بسامد سکوت

resting place
استراحتگاه

resting pool
معمارى : حوضچه ارامش

resting spot
استراحتگاه

restitute
پس دادن ،بحال اول برگرداندن ،اعاده کردن

restitution
جبران , ارتجاع , استرداد , غرامت

restive
کله شق

restively
بطور گهگير،گردن کشانه

معنی restatement به فارسی , دیکشنری آنلاین , دیکشنری هوشمند , دیکشنری انگلیسی به فارسی , دانلود دیکشنری , دیکشنری انگلیسی به فارسی اندروید , دیکشنری اینترنتی , دانلود دیکشنری انگلیسی به فارسی , دیکشنری فارسی به فارسی , دیکشنری عربی به فارسی , دیکشنری پزشکی , دیکشنری اندروید و , تعیین سطح به انگلیسی , تعیین سطح زبان انگلیسی به صورت آنلاین , سوال و جواب تعیین سطح زبان انگلیسی