reinstatement
ابقاء
کلمات مشابه

reinstatement of revolving credit
بازرگانى : اعتبار گردانى را تجديد کردن

reinsurance
بيمه مجدد

reinsure
دوباره بيمه کردن

reinsurer
قانون ـ فقه : بيمه گر اتکائى

reintegrate
مجددا برقرار کردن ،تجديد کردن ،دوباره جمع اورى و متحد کردن ،سر و سامان دادن

reintegration
استقرار مجدد

reinterpret
دوباره تفسير کردن

reinterpretation
تفسير مجدد

reinvest
دوباره گماشتن

reinvigorate
باز نيرو بخشيدن

reissner membrane
روانشناسى : غشاى رايسنر

reissue
چاپ مجدد،دوباره منتشر کردن

reiterate
بازگو کردن

reiterative
تکرارى ،(د ).کلمه دال برتکرار

reive
به زور بردن ،ربودن

معنی reinstatement به فارسی , دیکشنری آنلاین , دیکشنری هوشمند , دیکشنری انگلیسی به فارسی , دانلود دیکشنری , دیکشنری انگلیسی به فارسی اندروید , دیکشنری اینترنتی , دانلود دیکشنری انگلیسی به فارسی , دیکشنری فارسی به فارسی , دیکشنری عربی به فارسی , دیکشنری پزشکی , دیکشنری اندروید و , تعیین سطح به انگلیسی , تعیین سطح زبان انگلیسی به صورت آنلاین , سوال و جواب تعیین سطح زبان انگلیسی