refractory
گردن کش , جسم نسوز , دير گداز
کلمات مشابه

refractory brick
معمارى : اجر نسوز

refractory cement
شيمى : سيمان نسوز

refractory coating
شيمى : پوشش نسوز

refractory enamel
شيمى : لعاب نسوز

refractory metal
شيمى : فلز ديرگداز

refractory mortar
علوم مهندسى : ملاط نسوز

refractory period
روانشناسى : دوره بى پاسخى

refrain
خود داري کردن , روگردان بودن

refrainment
خود دارى اجتناب

refrangibility
قابليت انکسار , انکسار پذيري , شکستني بودن

refrangible
قابل انکسار

refrence axis
علوم هوايى : محور مبداء

refresh
تجديد نيرو کردن , لب تر کردن , با طراوت کردن , حال آمدن

refresh buffer
کامپيوتر : يک مکان حافظه موقت که در هنگام تازه کردن يک صفحه تصوير اصلاعات نمايش صفحه را نگاهدارى مى کند

refresh circuitry
کامپيوتر : مدار دوباره سازى

معنی refractory به فارسی , دیکشنری آنلاین , دیکشنری هوشمند , دیکشنری انگلیسی به فارسی , دانلود دیکشنری , دیکشنری انگلیسی به فارسی اندروید , دیکشنری اینترنتی , دانلود دیکشنری انگلیسی به فارسی , دیکشنری فارسی به فارسی , دیکشنری عربی به فارسی , دیکشنری پزشکی , دیکشنری اندروید و , تعیین سطح به انگلیسی , تعیین سطح زبان انگلیسی به صورت آنلاین , سوال و جواب تعیین سطح زبان انگلیسی