purse
کيف پول , کيف , وجوهات خزانه , کيسه پول , غنچه کردن
کلمات مشابه

purse bearer
کيف بر،تحويلدار،کسيکه کيف مهربزرگ را ميبرد

purse net
دام کيسه اى براى خرگوش گيرى

purse proud
مغرور از ثروت

purse seine
تور کيسه اى براى ماهى گيرى ،دام کيسه اى

purse the lips
ورزش : بستن لبها

purseful
(يک ) کيف ،(يک ) کيسه

purselane
خرفه

purser
کيسه دوز،تحويلدار،صندوقدار

pursiness
پف کردگى ،تنگى نفس ،باد غرور

purslane
خرفه

pursuance of a plan
اجراى نقشه يا طرحى ،تعقيب انديشه يا نقشه اى

pursuant
متعاقب ،مطابق ،پيرو،دنبال کننده

pursuant to
متعاقب ،در تعقيب ،مطابق ،برحسب ،بنابر

pursue
پيگرد کردن , دنبال کردن , تعقيب کردن , عقب کردن , پيگردي کردن , تعاقب کردن

Pursue
تعقیب کردن

معنی purse به فارسی , دیکشنری آنلاین , دیکشنری هوشمند , دیکشنری انگلیسی به فارسی , دانلود دیکشنری , دیکشنری انگلیسی به فارسی اندروید , دیکشنری اینترنتی , دانلود دیکشنری انگلیسی به فارسی , دیکشنری فارسی به فارسی , دیکشنری عربی به فارسی , دیکشنری پزشکی , دیکشنری اندروید و , تعیین سطح به انگلیسی , تعیین سطح زبان انگلیسی به صورت آنلاین , سوال و جواب تعیین سطح زبان انگلیسی