proton
پروتون
کلمات مشابه

proton microscope
الکترونيک : ميکروسکپ پروتونى

protonema
پيش پايه

protonium ion
شيمى : يون پروتونيم

protonotary
محر ر بزرگ

protonotary apostoloc(al)
يکى از 12 تن متران هايى که فرمان پاپ را ثبت مى کنند

protopathic sensitivity
روانشناسى : حساسيت ابتدايى

protoplasm
پيش پايه , جرم زنده

protoplast
نخستين ادم افريده ،نمونه ،اصل ،واحدجرم زنده

protosis
در آمدگي

prototaxic mode
روانشناسى : شيوه ادراکى ابتدايى

prototypal
)prototypic(وابسته به طرح اصلى يا نمونه اصلى

prototype tests
الکترونيک : ازمايشهاى مرغوبيت

prototypes
نظائر

prototypic
)prototypal(وابسته به طرح اصلى يا نمونه اصلى

protoxide
پروتوکسيد،ترکيبى که حداقل ذرات اکسيژن دران باشد

معنی proton به فارسی , دیکشنری آنلاین , دیکشنری هوشمند , دیکشنری انگلیسی به فارسی , دانلود دیکشنری , دیکشنری انگلیسی به فارسی اندروید , دیکشنری اینترنتی , دانلود دیکشنری انگلیسی به فارسی , دیکشنری فارسی به فارسی , دیکشنری عربی به فارسی , دیکشنری پزشکی , دیکشنری اندروید و , تعیین سطح به انگلیسی , تعیین سطح زبان انگلیسی به صورت آنلاین , سوال و جواب تعیین سطح زبان انگلیسی