prophesy
غيب گفتن , غيبگوئي کردن
کلمات مشابه

prophet
رسول , پيامبر , پيغمبر , نبي , مرسل

prophetess
نبيه

prophethood
پيغمبري , نبوت

prophetic
پيغمبري , نبوي , رسالتي , نبوتي

prophetic mission
بعثت

prophetical
پيغمبرى ،نبوى ،متضمن پيشگويى ،خبردهنده

prophetically
از روى نبوت

prophetize
نبوت کردن

prophets
انبياء , رسل

prophets and saints
انبياء و اولياء

prophetship
پيغمبرى ،نبوت

prophylactic
مانع بروز مرض ،پيشگيرى کننده ،پيشگير

propine
ساغر را نوشيدن وبديگرى دادن ،هديه

propinquity
نزديکى ،خويشى ،شباهت ،قرابت ،مجاورت

propitiable
قابل تسکين

معنی prophesy به فارسی , دیکشنری آنلاین , دیکشنری هوشمند , دیکشنری انگلیسی به فارسی , دانلود دیکشنری , دیکشنری انگلیسی به فارسی اندروید , دیکشنری اینترنتی , دانلود دیکشنری انگلیسی به فارسی , دیکشنری فارسی به فارسی , دیکشنری عربی به فارسی , دیکشنری پزشکی , دیکشنری اندروید و , تعیین سطح به انگلیسی , تعیین سطح زبان انگلیسی به صورت آنلاین , سوال و جواب تعیین سطح زبان انگلیسی