prerecord
)=prescore(قبلا ضبط( صوت )کردن ،قبلا ثبت کردن
کلمات مشابه

prereduction
شيمى : کاهش اوليه

prerequisite
لازمه , شرط لازم , شرط قبلي , لازمه امري

prerogative
امتياز مخصوص

prerogatived
داراى حق ويژه

presage
فال نما

presageful
نحس ،نا خجسته ،مشئوم ،شوم ،حاکى از فال بد

presager
رسول ،خبر اورنده ،پيشگو

presanctified
قبلا تقديس شده( در عشاء ربانى)

presbyope
( )presbyopia(درچشم پزشکى )شخص پيرچشم ،شخص دوربين

presbyopia
پير چشمي

presbyopic
پير چشم

presbyter
شيخ کليسا

presbyteral
طرفدار اصول پرسبيترى ،وابسته به کشسش ها

presbyterial
طرفداراصول پرسبيترى ،عضو کليساى پرسبيترى ،وابسته به کشيش ها

presbyterian
وابسته به کليساى مشايخى پروتستان

معنی prerecord به فارسی , دیکشنری آنلاین , دیکشنری هوشمند , دیکشنری انگلیسی به فارسی , دانلود دیکشنری , دیکشنری انگلیسی به فارسی اندروید , دیکشنری اینترنتی , دانلود دیکشنری انگلیسی به فارسی , دیکشنری فارسی به فارسی , دیکشنری عربی به فارسی , دیکشنری پزشکی , دیکشنری اندروید و , تعیین سطح به انگلیسی , تعیین سطح زبان انگلیسی به صورت آنلاین , سوال و جواب تعیین سطح زبان انگلیسی