plica
)=plical(چين ،تاه ،شکن ،ژوليدگى ،چروک
کلمات مشابه

plicate
تاخورده ،چين دار کردن

plicated
چين دار،چين خورده ،لابه لا

plication
تاه ،چين زنى

pliers
گازانبر , انبر دستي

plighted lovers
دو تن دلداده ،دو تن عاشق و معشوق ،دونامزد

plimsoll
کفش راحتى

plimsoll mark
خط شاخص حداکثر وزن بارکشتى

plink
صداى دق دق کردن ،صداى دنگ دنگ کردن

plinking
ورزش : تيراندازى تفريحى بسوى اشياء

plinth
ازاره

plinth course
ازاره

plinth of a wall
معمارى : ازاره

pliocene
(ز.ش ).وابسته بدوره پليوسن ،دوره پليوسن

pliotron
الکترونيک : پليوترون

pliskie
)plisky(لطيفه ،بذله

معنی plica به فارسی , دیکشنری آنلاین , دیکشنری هوشمند , دیکشنری انگلیسی به فارسی , دانلود دیکشنری , دیکشنری انگلیسی به فارسی اندروید , دیکشنری اینترنتی , دانلود دیکشنری انگلیسی به فارسی , دیکشنری فارسی به فارسی , دیکشنری عربی به فارسی , دیکشنری پزشکی , دیکشنری اندروید و , تعیین سطح به انگلیسی , تعیین سطح زبان انگلیسی به صورت آنلاین , سوال و جواب تعیین سطح زبان انگلیسی