plaintiff
دادخواه , شاکي
کلمات مشابه

plaintiff and defendant
خواهان وخوانده

plaintive
شکوهآميز , شکايت آميز , گله آميز

plaintively
بطور غم انگيز،با ناله

plait
گيس بافته

plaited cordage
علوم دريايى : - braided cordage

plan
طرح ريزي کردن , نقشه کشيدن , الگو , طرح کردن , در صدد بودن , طرح ريختن , تدبير , در صدد بر آمدن , نقشه , برنامه ريزي کردن , تدبير کردن , برنامه کار , طرح , صدد , برنامه

plan (to)
معمارى : طرح ريزى کردن

plan 1 (jf)
علوم دريايى : طرح ريزى

plan 2
علوم دريايى : نقشه تفصيلى

plan frame
بازرگانى : چارچوب برنامه

plan of action
علوم نظامى : طرح عمليات

plan of campaign
علوم دريايى : طرح پيکار

plan of maneuver
علوم نظامى : طرح مانور

plan of the day
علوم نظامى : برنامه روزانه ناو

plan position indicator
علوم نظامى : صفحه رادار ناو يا هواپيما

معنی plaintiff به فارسی , دیکشنری آنلاین , دیکشنری هوشمند , دیکشنری انگلیسی به فارسی , دانلود دیکشنری , دیکشنری انگلیسی به فارسی اندروید , دیکشنری اینترنتی , دانلود دیکشنری انگلیسی به فارسی , دیکشنری فارسی به فارسی , دیکشنری عربی به فارسی , دیکشنری پزشکی , دیکشنری اندروید و , تعیین سطح به انگلیسی , تعیین سطح زبان انگلیسی به صورت آنلاین , سوال و جواب تعیین سطح زبان انگلیسی