placebo therapy
روانشناسى : درمان با دارونما
کلمات مشابه

placed
نهاده , هم رو

placed riprap
معمارى : پوشش نرم

placed rockfill
معمارى : چيده سنگريز

placed stone facing (am)
معمارى : سنگفرش

placeless
بي محل , لامکان , بي جا

placeman
صاحب منصب ادارى

placement
اسکان

placement tests
روانشناسى : ازمونهاى تعيين شغل

placename
نام جغرافيايى( محلى)

placental
جفتى ،وابسته به جفت جنين

placentation
پيوستگى جفت جنين بديوار زهدان ،تشکيل جفت

places
امکنه , اماکن

placet
راى موافق ،موافقم ،مراخوش مى ايد

placid
ارام ،راحت ،متين

placidity
ارامش ،متانت ،صفا

معنی placebo therapy به فارسی , دیکشنری آنلاین , دیکشنری هوشمند , دیکشنری انگلیسی به فارسی , دانلود دیکشنری , دیکشنری انگلیسی به فارسی اندروید , دیکشنری اینترنتی , دانلود دیکشنری انگلیسی به فارسی , دیکشنری فارسی به فارسی , دیکشنری عربی به فارسی , دیکشنری پزشکی , دیکشنری اندروید و , تعیین سطح به انگلیسی , تعیین سطح زبان انگلیسی به صورت آنلاین , سوال و جواب تعیین سطح زبان انگلیسی