pixing the coin
قانون ـ فقه : سنجش عيار سکه
کلمات مشابه

pixy
)pixie(پرى ،پريزادى که در ماهتاب ميرقصد،(مج ).ادم بازيگوش و خطرناک ،بچه شيطان

pizoelectric crystal
علوم نظامى : کريستال پيزوالکتريک

Pizza
پيزا

pizzicato
(مو ).با ضرب نوک انگشت يا ناخن(بجاى مضراب يا ارشه براى زدن ساز)

pizzle
الت ذکور حيوان ،الت نرى گاو،شلاق ساخته شده از ذکر گاو

pkeman
کارگر کلنگ دار،سرباز نيزه دار

pl.1 language
زبان پى ال وان

pl/1
کامپيوتر : زبان پى ال وان

pl/c
کامپيوتر : نسخه اى از زبان برنامه نويسىPL/I

pl/i
کامپيوتر : يک زبان برنامه نويسى سطح بالا که براى ارتباط با کامپيوترها طراحى شده است

pl/m
کامپيوتر : زبان برنامه نويسى که براى برنامه ريزى کردن ريزکامپيوترها بکار مى رود

placability
صلحجويى

placable
دلجويى پذير،دلپذير،مطبوع ،مهربان ،بخشنده ،ارام

placably
به نرمى

placard
پلاکارد , شعار حمل کردن

معنی pixing the coin به فارسی , دیکشنری آنلاین , دیکشنری هوشمند , دیکشنری انگلیسی به فارسی , دانلود دیکشنری , دیکشنری انگلیسی به فارسی اندروید , دیکشنری اینترنتی , دانلود دیکشنری انگلیسی به فارسی , دیکشنری فارسی به فارسی , دیکشنری عربی به فارسی , دیکشنری پزشکی , دیکشنری اندروید و , تعیین سطح به انگلیسی , تعیین سطح زبان انگلیسی به صورت آنلاین , سوال و جواب تعیین سطح زبان انگلیسی