permeable
تراوا , رطوبت پذير , نفوذ پذير
کلمات مشابه

permeance
نفوذ پذيري

permian
پمين

permissible
روا , مباح , مجاز , جايز

permission
رخصت , اجازه , اذن

permission to enter
اجازه ورود

permission to land
اجازه فرود

permission to print
اجازه چاپ

permission to transit
اجازه عبور

permit
پته , پروانه , مجاز کردن , روا دانستن , اجازه نامه , روا کردن , اجازه دادن

permitting
اعطاء , اباحت

permutation
قلب , جايگردي

permute
جاي گرداندن

pernicious
نابود کننده

pernickety
بهانه گير

Peropesia
پروپسيا

معنی permeable به فارسی , دیکشنری آنلاین , دیکشنری هوشمند , دیکشنری انگلیسی به فارسی , دانلود دیکشنری , دیکشنری انگلیسی به فارسی اندروید , دیکشنری اینترنتی , دانلود دیکشنری انگلیسی به فارسی , دیکشنری فارسی به فارسی , دیکشنری عربی به فارسی , دیکشنری پزشکی , دیکشنری اندروید و , تعیین سطح به انگلیسی , تعیین سطح زبان انگلیسی به صورت آنلاین , سوال و جواب تعیین سطح زبان انگلیسی