pass an opnion
اظهار عقيده کردن
کلمات مشابه

pass away
در گذشتن , مردن , مرحوم شدن

pass book
دفتر حساب جارى ،براى صاحب سپرده نگاه ميدارد،دفترنسيه دکاندار

pass by
از پهلوى چيزى رد شدن ،ناديده انگاشتن ،ول کردن

pass completion average
ورزش : ميانگين موفقيت بازيگر در گرفتن پاس

pass from hand to hand
قانون ـ فقه : ترتب ايادى

pass interference
ورزش : جلوگيرى غير مجاز حريف از گرفتن پاس

pass key
کليد خصوصى

pass off
برطرف شدن ،برگزار شدن ،تا شدن ،بيرون رفتن ،به حيله از خود رد کردن ،بخرج دادن ،قلمداد کردن ،ناديده گرفتن

pass on
پيش رفتن ،در گذشتن ،رد کردن ،دست بدست دادن

pass out
ناگهان بيهوش شدن ،مردن ،ضعف کردن

pass over
عيد فطر

pass pattern
ورزش : مسير منحنى که گيرنده پاس براى گرفتن توپ طى مى کند

pass reciever
ورزش : دريافت کننده مجاز پاس

pass rush
ورزش : حمله مدافعان به پاس دهنده

pass rusher
ورزش : مدافع خط

معنی pass an opnion به فارسی , دیکشنری آنلاین , دیکشنری هوشمند , دیکشنری انگلیسی به فارسی , دانلود دیکشنری , دیکشنری انگلیسی به فارسی اندروید , دیکشنری اینترنتی , دانلود دیکشنری انگلیسی به فارسی , دیکشنری فارسی به فارسی , دیکشنری عربی به فارسی , دیکشنری پزشکی , دیکشنری اندروید و , تعیین سطح به انگلیسی , تعیین سطح زبان انگلیسی به صورت آنلاین , سوال و جواب تعیین سطح زبان انگلیسی