participant observation
روانشناسى : مشاهده توام با مشارکت
کلمات مشابه

participant observer
روانشناسى : مشاهده گر شرکت کننده

participate
شرکت داشتن , شرکت کردن , حضور داشتن , مشارکت داشتن , مشارکت جستن , مشارکت کردن

participate in a competition
غشه گذاشتن

participating
شرکت کننده

participation
اشتراک , مشارکت , شرکت

participative
شرکت کننده ،انبازى کننده ،همراه

participator
شريک ،سهيم

participatory
شرکتى ،مشارکتى

participial
وابسته بوجه وصفى

participle
(د ).وجه وصفى ،وجه وصفى معلوم ،وجه وصفى مجهول ،صفت مفعولى

particle
ريزه , ذره

particle accelerator
الکترونيک : شتابده

particle density
عمران : وزن مخصوص حقيقى

particle growth
شيمى : رشد ذره

particles
ذرات

معنی participant observation به فارسی , دیکشنری آنلاین , دیکشنری هوشمند , دیکشنری انگلیسی به فارسی , دانلود دیکشنری , دیکشنری انگلیسی به فارسی اندروید , دیکشنری اینترنتی , دانلود دیکشنری انگلیسی به فارسی , دیکشنری فارسی به فارسی , دیکشنری عربی به فارسی , دیکشنری پزشکی , دیکشنری اندروید و , تعیین سطح به انگلیسی , تعیین سطح زبان انگلیسی به صورت آنلاین , سوال و جواب تعیین سطح زبان انگلیسی