out of(orbeyond)ken
دور ازچشم رس ،بيرون ازنظر،بيرون ازحدود دانش يا اگاهى
کلمات مشابه

out rage
قانون ـ فقه : بى حرمتى

out relief
دستگيرى مردمى که در بنگاه اعانه بودباش ندارند

out side of
جز غيراز

out taker
بيرون برنده

out upon him
خاک بر سرش

out with
بيرون انداختن ،اخراج کردن

out with him
اورا بيرون کنيد

out-group
روانشناسى : برون گروه

out-of-balance
علوم مهندسى : نامتعادل

out-of-flat
علوم مهندسى : ناهموار

out-of-flatness
علوم مهندسى : ناهموارى

out-of-hand serve
ورزش : سرويس پايين دست

out-of-round
علوم مهندسى : غيرمدور

out-patient
بيمار سرپائى

outage
قطع برق

معنی out of(orbeyond)ken به فارسی , دیکشنری آنلاین , دیکشنری هوشمند , دیکشنری انگلیسی به فارسی , دانلود دیکشنری , دیکشنری انگلیسی به فارسی اندروید , دیکشنری اینترنتی , دانلود دیکشنری انگلیسی به فارسی , دیکشنری فارسی به فارسی , دیکشنری عربی به فارسی , دیکشنری پزشکی , دیکشنری اندروید و , تعیین سطح به انگلیسی , تعیین سطح زبان انگلیسی به صورت آنلاین , سوال و جواب تعیین سطح زبان انگلیسی