osteotomy
(جراحى )برش استخوان و جدا کردن و خارج کردن قسمتى از استخوان
کلمات مشابه

ostiary
دربان کليسا

ostiole
سوراخ يا دهانه کوچک

ostium
(ج.ش ).روزنه ،مدخل ،دهانه

ostler
مهتر اصطبل

ostosis
استخوان سازى

ostracism
نفي بلد

ostreiculture
پرورش صدف

ostreophagous
صدف خور

ostrich
شتر مرغ , شترمرغ

ostrich farm
پرورشگاه شتر مرغ

ostrich policy
رويه کبک ،سياست خود فريبى

ostrich-like
شتر مرغ گونه

ostronmical observation
ترصد

ostwald viscosimeter
شيمى : گرانروى سنج استوالد

otalgic
وابسته به گوش درد،دچار گوش درد

معنی osteotomy به فارسی , دیکشنری آنلاین , دیکشنری هوشمند , دیکشنری انگلیسی به فارسی , دانلود دیکشنری , دیکشنری انگلیسی به فارسی اندروید , دیکشنری اینترنتی , دانلود دیکشنری انگلیسی به فارسی , دیکشنری فارسی به فارسی , دیکشنری عربی به فارسی , دیکشنری پزشکی , دیکشنری اندروید و , تعیین سطح به انگلیسی , تعیین سطح زبان انگلیسی به صورت آنلاین , سوال و جواب تعیین سطح زبان انگلیسی