ossetic
)ossetian(وابسته به اوست هاى قفقاز
کلمات مشابه

ossicle
استخوان چه

ossific
استخوان ساز

ossification of a cartilage
تبديل غضروف باستخوان

ossifrage
مرغ استخوان خوار،هماى ،دال دريايى ،عقاب دريايى

ossify
استخواني شدن , استخواني کردن

ossuary
ظرف مخصوص نگاهدارى استخوان هاى مرده ،محل امانت گذارى استخوان مرده

osteal
مربوط باستخوان , شبيه استخوان

osteitis
(طب )ورم استخوان ،اماس استخوان

ostelolgy
علم استخوان شناسى

ostenation
خودفروشي

ostensible
قابل نمايش

ostensibly
بظاهر

ostensive
متظاهر،تظاهر اميز

ostensorium
ظرف سيمين ى زرينى که هنگام عشاربانى نان را دران گذاشته نمايش ميدهند

ostensory
ظرف سيمين يا زرينى که هنگام عشا ربانى نان دران گذاشته نمايش ميدهند

معنی ossetic به فارسی , دیکشنری آنلاین , دیکشنری هوشمند , دیکشنری انگلیسی به فارسی , دانلود دیکشنری , دیکشنری انگلیسی به فارسی اندروید , دیکشنری اینترنتی , دانلود دیکشنری انگلیسی به فارسی , دیکشنری فارسی به فارسی , دیکشنری عربی به فارسی , دیکشنری پزشکی , دیکشنری اندروید و , تعیین سطح به انگلیسی , تعیین سطح زبان انگلیسی به صورت آنلاین , سوال و جواب تعیین سطح زبان انگلیسی