orchestics
علم رقص
کلمات مشابه

orchestra
جايگاهارکست , ارکستر

orchestral
ارکسترى ،وابسته به انجمن نوازندگان ،در خور ارکستر

orchestrate
ارکست تهيه کردن

orchestration
تنظيم انجمن سازى ،ترتيب هم اهنگى

orchid
(گ.ش ).ثعلب ،رنگ ارغوانى روشن

orchidaceous
ثعلبى

orchil
رنگ قرمز يا بنفشى که از گلسنگ ميگيرند

orchis
گياه ثعلب

orchitis
اماس خايه

orcin(ol)
ماده رنگى گلسنگ

ordain
وضع کردن

ordeal
کار شاق

order
سفارش دادن , راسته , دستور , فرمودن , دستور دادن , سامان , ترتيب , فرمان دادن , نظم , امر کردن , امرکردن , انتظام , نظام , سفارش , حکم دادن , فرمان , حکم کردن , امر

order about
پيوسته پى فرمان فرستادن

order arm
علوم دريايى : پافنگ

معنی orchestics به فارسی , دیکشنری آنلاین , دیکشنری هوشمند , دیکشنری انگلیسی به فارسی , دانلود دیکشنری , دیکشنری انگلیسی به فارسی اندروید , دیکشنری اینترنتی , دانلود دیکشنری انگلیسی به فارسی , دیکشنری فارسی به فارسی , دیکشنری عربی به فارسی , دیکشنری پزشکی , دیکشنری اندروید و , تعیین سطح به انگلیسی , تعیین سطح زبان انگلیسی به صورت آنلاین , سوال و جواب تعیین سطح زبان انگلیسی