operational
داير , عملياتي
کلمات مشابه

operational code
علوم نظامى : کد عملياتى

operational command
علوم نظامى : فرماندهى از نظر عملياتى

operational costs
روانشناسى : هزينه هاى عملياتى

operational definition
روانشناسى : تعريف عملياتى

operational headquarters
علوم نظامى : ستاد عملياتى

operational management
کامپيوتر : مديريت عملياتى

operational problems
بازرگانى : مسائل عملياتى

operational readiness
علوم نظامى : امادگى عملياتى

operational research (o.r)
بازرگانى : تحقيق عملياتى

operationalism
مکتب عملي

operationism
مکتب عملي

operations
عمليات

operations analysis
کامپيوتر : تجزيه و تحليل عمليات

operations personal
کامپيوتر : پرسنل عمليات

operative part of a deed
قانون ـ فقه : قسمت اصلى سند

معنی operational به فارسی , دیکشنری آنلاین , دیکشنری هوشمند , دیکشنری انگلیسی به فارسی , دانلود دیکشنری , دیکشنری انگلیسی به فارسی اندروید , دیکشنری اینترنتی , دانلود دیکشنری انگلیسی به فارسی , دیکشنری فارسی به فارسی , دیکشنری عربی به فارسی , دیکشنری پزشکی , دیکشنری اندروید و , تعیین سطح به انگلیسی , تعیین سطح زبان انگلیسی به صورت آنلاین , سوال و جواب تعیین سطح زبان انگلیسی