open
مفتوح , فراز , افتتاحکردن , دل باز , مفتوح کردن , باز کردن , باز شدن , علني , فاش , ميداني , سرگشاده , وا کردن , گشادن
کلمات مشابه

open air
در هواى ازاد

open and shut
خيلى سهل ،کاملا،ساده ،واضح ،اشکار

open arc welding
علوم مهندسى : جوشکارى قوس نورى باز

open architecture
کامپيوتر : معمارى باز

open area
معمارى : فضاى ازاد

open board
ورزش : صحنه خلوت شطرنج

open bus system
کامپيوتر : سيستم گذر باز

open canal
عمران : کانال روباز

open cavity
معمارى : گودال باز

open chain compound
شيمى : سيستم باز

open circuit
اتصال باز

open cluster
نجوم : خوشه باز

open country
علوم نظامى : زمين باز

open cut
معمارى : حفارى در فضاى باز

open delta connection
الکترونيک : اتصال مثلث باز

معنی open به فارسی , دیکشنری آنلاین , دیکشنری هوشمند , دیکشنری انگلیسی به فارسی , دانلود دیکشنری , دیکشنری انگلیسی به فارسی اندروید , دیکشنری اینترنتی , دانلود دیکشنری انگلیسی به فارسی , دیکشنری فارسی به فارسی , دیکشنری عربی به فارسی , دیکشنری پزشکی , دیکشنری اندروید و , تعیین سطح به انگلیسی , تعیین سطح زبان انگلیسی به صورت آنلاین , سوال و جواب تعیین سطح زبان انگلیسی