on the a
روى همرفته ،بطور متوسط
کلمات مشابه

on the alert
مواظب ،گوش بزنگ

on the average
به طور متوسط

on the back of
در پشت

on the basis of
بر ماخذ , بماخذ , بر روي ماخذ

on the bit
ورزش : پذيراى هويزه

on the boil
درحال جوشيدن

on the chance of
نظر به احتمال

on the charge of
به اتهام , به جرم

on the condition that
قانون ـ فقه : به شرط انکه

on the contrary
برعکس

on the contrary to
برخلاف

on the corner of
در حاشيه

on the cross
بطوراريب

on the date due
سر وعده

on the dip
علوم دريايى : يک برى

معنی on the a به فارسی , دیکشنری آنلاین , دیکشنری هوشمند , دیکشنری انگلیسی به فارسی , دانلود دیکشنری , دیکشنری انگلیسی به فارسی اندروید , دیکشنری اینترنتی , دانلود دیکشنری انگلیسی به فارسی , دیکشنری فارسی به فارسی , دیکشنری عربی به فارسی , دیکشنری پزشکی , دیکشنری اندروید و , تعیین سطح به انگلیسی , تعیین سطح زبان انگلیسی به صورت آنلاین , سوال و جواب تعیین سطح زبان انگلیسی